روزهای پایانی سال 93


سلام به یکی یدونه خودم 
عزیزترینم روزهای آخر سال 93 هم مثل برق وباد در حال سپری شدنه و کم کم داره جاشو به سال جدید
(سال 94 ) میده، هرکسی مشغول کار خودشه ،یکی داره خونه تکونی میکنه و یکی دیگه هم مشغول خریدن لباس عیده
تو شهر پر از رفت و آمد و بوی عید وعید گرفتن از گوشه وکنار شهرمون براحتی استشمام میشه

امیدوارم برای همه سال جدید سال خوب وپر برکتی باشه وبرای خانواده سه نفره ماهم سال خوبی رقم بخوره 
ماهم با وجود پسر دوست داشتنی و خوش زبونی مثل شما که خیلی هم آقایی، داریم به استقبال سال نو میریم و سال کهنه رو با تمامی خاطراتهای و تلخ وشیرینش باز هم به دست خاطره میسپاریم و دلخوش به آینده و ثبت روزهای شیرین و تکرار نشدنی آینده میشیم

خوب حالا میخوام یکم از علایقت و شیرین زبونیهات بگم 
جدیدا کلمه وای خدای من افتاده تو زبونت
وقتی چیزی بر وقف مرادت نباشه یا یکاری میکنی و اونجوری که میخوای پیش نمیره با کلی نگرانی از این کلمه استفاده میکنی
مثلا چند روز پیش وقتی داشتم کارامو میکردم و شما هم تو اتاقت بودی
دیدم داری با گریه یه چیزی رو همش تکرار میکنی منم خیلی نگران شدم اومدم بهت سر بزنم ولی وقتی نزدیکتر شدم دیدم داری با تلفنت صحبت میکنی میگی دیده درست نمیشه پس من چی تار کنم وای خدای من کمکم کن
نگو که مثلا داشتی با تعمیر کار درمورد درست شدن ماشینت حرف میزنی

یا اینکه وقتی دعوات میکنم میگی وای خدای من چرا مامان دعوام کرد ![]()
یکی از کارای مورد علاقت هم بازی قایم باشک
بهم میگی مامان بیا قایم باشک بازی کنیم منم قبول میکنم
وقتی که میری مثلا تو اتاق قایم میشی بهم میگی مامان من تو اتاق نیستما
منم از همونجا میفهمم که حتما تو اتاق قایم شدی




تو غذا هم چیزهایی که خیلی دوست داری فسنجون و املت و قرمه سبزی
اینا رو خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــی دوست داری
هرروز وقتی دارم آشپزی میکنم میای بالای سرم میگی مامان فسنجون داری درست میکنی میگم نه
املت داری درست میکنی میگم نه![]()
قرمه سبزی داری درست میکنی میگم نه
با ناراحتی میگی پس چی منم میگم مثلا فلان غذا رو ، اولش یکم ناراحت میشی ولی بعد میگی مامان
فردا فسجون درست کن ![]()
خلاصه ماهر روز غذای فردامون از طرف آقا پسرمون رزو شده هست
اونم فقط فسنجون و قرمه سبزی و یا املت 
![]()
عزیزم ادامه مطلبو از دست ندی
![]()
تو خونه خیلی به مامان کمک میکنی
![]()
البته فقط تو چیدن ظرفها تو ماشین

این کارو خیلی دوست داری

این بلوز فوتبالی و البته رونالدو رو داداش بهت داد
وقتی دیدی خیلی ذوق کردی ، ازبس بابا امیرو داداش تو گوشت خوندن رونادو خوبه تو
همش میگی من رونادو ام
البته الان برات خیلی بزرگه انشالله هر وقت بزرگ شدی واندازت شد میپوشی




این عکسا هم برای روزی که بابا امیر بردت پارک








همیشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه و همه جا خوش باشی
تو این روزهای آخر سال دو جمله هست که باید بگم:
تشکر برای بودنت توی سال گذشته
آرزو برای خوش بودنت تو سال آینده
پیشا پیش سال نوت مبارک عزیز دل مامان

محمد طاهای نازم تا این لحظه 3 سال و 5 ماه 6 روز سن داره



روزهای پایانی سال 93 










